X
تبلیغات
رایتل

عمو جواد

یادداشت‌های پراکنده‌ی جواد رجبی

حصار

پشـت حصار فاصـله ها مانـده ام اسـیـر

چشم انتظار جوخه ی مرگ و صدای تیر


رسوای این جماعت و جرمم جز این نبود

کـز رنـگ زاهـدانـه نـیـالـوده ام ضـمیـر


ای پاکـتر ز شـبنم خوابیـده روی گـل

کی خاک تیره را به قدومت کنی عبیر


تصویر تو صفای سینه و چشمم به چشم ماه

دور از شـعـاع مهر تو ، این دل بهانـه گیـر


یادی کن از چکامه ی جانسوز مثنوی

آن نی منم جدا ز تو سر داده ام نفیر


قسمت نشـد کـه راز دلـم بر ملا کـنم

فرصت گذشت و رفتن من گشته ناگزیر


امروز هم تکدی عشق تو می کنم

انفاق توست زاد سفرهای این فقیر


یک برگ سـبز هـم به متاعم نداده انـد

این شعرهای بی سر و پا تحفه ی حقیر


"تابستان 1377"

تاریخ ارسال: جمعه 6 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 06:18 ب.ظ | نویسنده: - | چاپ مطلب 4 نظر